مارا دل از کشاکش دنیا شکسته است.....
چقدر گاهی اوقات خیره شدن به قاب پنجره اتاق با همان منظره تکراریش آن هم برای مدت طولانی به آدم حس خوبی میدهد!!
چقدر گاهی اوقات قدم زدن وصحبت کردن با یک دوست قدیمی در خیابان آن هم ساعتها به آدم حس خوبی میدهد!!
چقدرگاهی اوقات خواندن نماز ان هم به تنهایی در گوشه ای خلوت به ما حس خوبی میدهد!!
و بسیاری از این لحظات که شاید در تمام طول زندگی برای ما تکراری باشند ولی در زمانهای خاص تبدیل به حس های خاص میشوند...
تا به حال برای شما این لحظات به وجود آمده؟؟
در پس تمام این لحظات تنها چیزی که آن حس خوب را به ما القا میکند مدتی تفکر به خودمان و زندگی اطرافمانست...
همه ما در این لحظات به ویژگی های ناب انسانیت فکر میکنیم و تفکر به آنهاست که مارا برای مدتی به خودمان میاورد.
سادگی،از خود گذشتگی،مهربانی،صداقت....
برای مدتی نقاب از چهره برمیداریم و به زندگی مان با واقعیت نگاه میکنیم.و چه کم شده اند افرادی که هر روز با این حس های زیبا روبرو میشوند....
هر روز که پیشکش هفته ای یکبار هم دیگر به خود نمیرسیم!!.....
نظام سرمایه داری نوین آنچنان اعتقادمان را به بازی گرفته که خواسته و ناخواسته در آن تنها دست و پا میزنیم.....
و همانا که اعتقاد بسی فراتر از تفکر است.
و صحبت از اعتقاد که میشود صحبت از اعتقاد به خدا و پیامبر نیست صحبت از اعتقاد به انسانیت است صحبت از اعتقاد به اخلاق.و میترسم بگویم:اگر اینها حاصل شوند دیگر اعتقاد به خدا را به چه کار.....
مگر اعتقاد به انسانیت نه همان اعتقاد به خداست...
در جامعه ای که اعتقاد به انسان بودن،سادگی و بیخردی نامیده میشود معتقد به خدا بودن خنده آور است.در دنيايي که گرگ بودن را افتخار میدانند و آن را لازمه بقا صحبت از نظام لائیک سزاوازترست.و این نه به زمان ما بلکه گویا مشکل ابتدایی بشریت است آنجا که علی (ع)نیز میفرماید: (( امروز در محیط و زمانه ای زندگی میکنیم که بیشتر مردم حیله نیرنگ را،زیرکی میپندارند و افراد جاهل آنان را اهل تدبیر میخوانند.))
آری گره کور تاریخ بشریت انسانیست که خود به دنبال خود میگردد....
چه میشود اگر زمان برگشت آن حس های خاص را برای خود تقلیل دهیم نگذاریم که حس های زیبایمان که درپس آنها تفکرات آینده ساز زندگیمان هست در پس روزها و سالها خاک خورده شوند.و چنان غرق در این ورطه هولناک شویم که دیگر راهی برای بازگشت نباشد. و زمانی که فرصت به پایان رسیده دیگر حجمی از این تفکرات برایمان سودی به دنبال ندارند.رفتن هر یک از دوستانمان تلنگری است بر پیکره زندگی هر یک از ما که آری روزی پایان تو نیز فرا میرسد.
آیا برای رفتن آماده ایم؟؟؟......
با سلام خدمت دوستان عزیز که لطف کردن و به سراغ یاران سفر کرده اومدن ومیخوان به درددلاشون گوش بدند.در ضمن دوستانی هم که تمایل دارند به ما بپیوندند تو آخرین مطلب نوشته شده مشخصات خودشونو بزارن نا بهشون یوزر ورود به وبلاگ داده بشه. ازافرادی هم که موقع ورود خطا بهشون داده میشه خواهش میکنم تا از طریق آدرس ایمیل زیر با مدیر وبلاگ تماس بگیرند تا مشکلشون برطرف بشه