در سینه ام ز دوری تو غیر آه نیست

ما را به غیر سایه ات آقا پناه نیست ،

وقتی که هست جلوه ی خورشیدی شما

اصلا مجال جلوه ی انوار نیست ،

ای سینه زن ای سینه زن ترین غم مادرت بیا

این انتظار سینه ی ما که گناه نیست ،

امشب بیا و درد دلت را به من بگو

گر چه دلم به سنگ صبوری چاه نیست ،

ای روضه خوان پهلوی مادر نگاه کن

اشک دل ست می چکد اشک نگاه نیست ،

آقا ببخش روز دگر حرف می زنم امروز حال مادرتان روبراه نیست .